۱۴
آبان
پسرش شاید هم دخترش…
من آسمانم … بزرگم ، ولی در آغوش تو جا میشوم …
من برفم… با هم آدمکی سفید برایت میسازیم…
من اشکم… پس گونه ات را برای دویدن دوست دارم …
من افقم… اگر پیشم آمدی خدا را به تو هدیه میدهم …
پسرش شاید هم دخترش…
من سهرابم … در خطاب تو انگشت های من ازهوش رفتند(۱)
من فروغم…برای من خیال تو خوشتر از خواب است…(۲)
من اهل یوشم… امیدم که تو نشان از روز بیدار ظفرمندی باشی...(۳)
پسرش شاید هم دخترش…
من خنده ام… پس لبانت را من میبوسم…
من گریه ام … پس چشمانت را من میشویم …
من شادی ام… مثل پیچک در آغوشت میکشم…
پسرش شاید هم دخترش…
من خدا هستم … پس از من بوی آرامش را بخواه…
من فروهر هستم … پس نیکی را برایت آرزو دارم…
من، تو هستم… پس با جسمت یکی خواهم شد …
————————————-
(۱) – سهراب سپهری- متن قدیم شب
(۲) – فروغ فرخزاد – سپیده عشق
(۳) – نیما یوشیج – مرغ آمین




