Resolution

مثل فرنگیها امسال میخواهم برای خودم یکسری تعهد بتراشم که در سال جدید به آنها عمل کنم…گو اینکه هر سال همین کار را میکنم اما به اجرا نمیرسد…

- امسال فهمیدم که آدمها مثل آب خوردن میتوانند از دستت برنجند … در عوض خوشحال کردن آنها بسی مشکل … سال جدید سعی میکنم نه کسی را خوشحال کنم و نه ناراحت…

- امسال فهمیدم به محض اینکه میخواهم چیزی را اثبات کنم، طرف مقابلم صحت حرفهایم را به سلابه میکشد… سال آینده در چنین مواردی خواهم گفت : شما چه نظری دارید؟ و تا شروع کرد، من او را به سلابه میکشم… اشکال تراشیدن بسی راحت تر از حل کردن آن است…

- چند سال است که میخواهم پولدار بشوم… فکر میکنم دیگر تلاش نکنم بهتر است… پولدار شدن کار هر کسی نیست…به دنبال تفریح دیگری خواهم رفت…

- تا حالا هر روز صبح قبل از اینکه از خانه بیرون بروم، میگشتم و لباس های همرنگم را میپوشیدم تا “ست” باشم…سال دیگر سعی میکنم هر روز صبح، اول بگردم و فکر ها و عمل های مثل هم را با خودم بیرون ببرم تا “ست ” زندگی کنم و اینقدر متناقض نباشم…

- سال دیگر نمیخواهم نگران ریزش موهایم باشم … شاید بدون مو سرم بیشتر هوا بخورد و فکرهایم دیگر گندیده نشوند…

- دور کردن گوشه لب هایم را جایگزین نزدیک کردن ابروهایم خواهم کرد… فکر کنم چهره ام زیباتر خواهد شد…

- دیگر به مشکلاتم نخواهم خندید… چون امسال فهمیدم که مشکلاتم خیلی کم جنبه هستند و اگر به رویشان بخندم، از سر و کولم بالا خوهند رفت…

- بیشتر حرف میزنم… دوستان بیشتری ولو به قیمت گرفتاری بیشتر پیدا میکنم…

راستی سالی که در راه است ، سال ۱۳۸۷ خواهد بود؟

بدون نظر در “Resolution”
پوزش ، نظرات بسته می باشد.