مشتی ماشالا جان در اینجا یک پستی گذاشته که تن هر آدم سالمی را به “خار خار ” میاندازد… چه برسد به ما که از خاریدن و خاراندن پوست انداخته ایم… “خیانت“ همیشه من را به یاد جنگ جهانی دوم می اندازد و آدمهایی که زیر شکنجه های گشتاپو ، آنچه که نباید بگویند را میگفتند… برای همین، من هم مثل عمله ای که وسط حرف شهردارها می پرد و میگوید ” بیلم کجاست؟”، نظرم را مینویسم…
مشتی جان با خیلی از حرفهایت موافق هستم و با کمی از آنها مشکل دارم… اینجا در مورد آن “کمی” مینویسم و هر چه باقی ماند جزو آن ” خیلی“ محسوب میشود…
اولین عدم تفاهم ما بر روی ” نسبی بودن ” خیانت است… به نظر من ” خیانت ” جزو معدود افعالی است که “نسبی ” نیست… هر رابطه انسان متاهلی با جنس مخالف خودش ( غیر از همسر -مادر – خواهر-دختر-پدر – برادر- پسر) که بویی از احساسات در آن وجود داشته باشد چه فیزیکی و چه شیمیایی (عاطفی ) از نظر من خیانت محسوب میشود… و در نظر من این مورد قطعا به هر حال “رذیله” محسوب میشود… البته جملات قصار بالا به معنای رد این حرف شما نیست :
“ممکنه اون مرد باور به بد بودن کاری که کرده نداشته باشه و در شرایط مشابه همین حق رو برای همسرش قائل باشه. ممکنه به دلیل مشکلی حل نشده با همسرش، اینکار رو کرده باشه و به سراغ کس دیگه ای رفته باشه و یا ممکنه صرفا از روی هوی و هوس اینکار رو کرده باشه.“
اما من معتقدم که همه را با یک نسخه باید پیچید … چه با دلیل و چه بی دلیل… این موضوع مثل داستان دو نفر آدم است که هر دو گلاب به روتون “اسهال” گرفته اند… اما یکی از پر خوری و یکی از غذای ناسالم…به هر حال به هر دو باید ” او آر اس ” داد…
اینکه “سرد مزاج ” یا ” افسرده ” بودن همسر ،امکان خیانت کار شدن آدم را زیاد کند ، درست است .. اما توجیه درست آن نیست … یعنی به نظر من اگر آدم با عینکش خوب نمیبیند ، نباید یک عینک دیگر روی عینک اول قرار بدهد… روی چشم آدم در آن واحد فقط یک عینک توجیه علمی دارد…
اما در مورد اینکه گفتید “… در این حالت اگه بخواهیم ببینیم چرا اون آقاهه اینکار رو میکنه و با زنش نمیمونه، باید گفت اون آقاهه یک استثنا نیست و فقط یک آقائیه مثل بقیه آقایون. “
خوب تا حدی درست میگویید… اما نمیشود همه را مبتلا به این مرض دانست…حالا اگر فکری از سر کسی گذشت که شامل خیانت نمیشود… به نظر من هنوز هم مردانی پیدا میشود که خیانت را از فرهنگ لغاتشان خط زده باشند و یک عشق را به دو عشق ترجیح بدهند…
اما در مورد : “…یه خانوم هرچقدر هم که بی نقص باشه به خاطر ساختار وجودی اش نمیتونه و نمیشه و نباید همیشه پاسخگوی همه نیازهای یک مرد باشه...”
مشتی جان من این یک مورد رو نفهمیدم … احتمالا توضیح بیشتری میخواهد…
کلام آخر هم درمورد ” حد خیانت ” … به نظر من کاملا حد مشخصی دارد ( یک جایی آن بالا ها گفتم حدش را)… و اینکه گفتید در فکر آدمهاست کاملا موافقم… آدم خودش خوب میفهمد که دارد خیانت میکند یا نمیکند …هر چقدر هم که خودش را توجیه کند و به عبارتی گول یر سر خود بمالد…
نتیجه گیری بنده : خیانت مطلق است … حدش مشخص است … امکان دارد دلایل فیزیکی و شیمیایی درستی داشته باشد اما دلیلی بر سلامت آن نیست… و به عقیده من اول باید تکلیف نفر اول را مشخص کرد بعد به سراغ دومی رفت…
پینوشت : میگفتند “یارو از سوراخ رد نمیشد ، جارو به دمش می بست” … شده قضیه ما … یک فتو وبلاگ راه انداختیم به این آدرس




