آدم کشی گاهی هم بد نیست

آرش عزیز
چرا؟ چرا آدم کشی بد است و “اما” ندارد؟
چرا نباید آدم کشت؟ با تو موافق نیستم. گاهی ادم کشی بد نیست. گاهی “اما” دارد. گاهی باید کشت. باید کشت انکه را میکشد. گاهی باید کشت آن کسی را که دستور داد “بکشید”…چرا برای نکشتن، استثنا قائل نشویم؟ به نظر تو آن حرامزاده هایی که تجارت میکنند نفت و اسلحه را، نباید کشت؟ غزه امروز، من را یاد سوسنگرد و دزفول خودمان انداخت. آرش من زیر بمباران بزرگ شده ام. ترس مرگ را حس کرده ام. چرا نباید “ناکسانی” که هشت سال نخواستند و نتوانستند، جنگ شوم و نه مقدس ( که هیچ جنگ و دفاعی مقدس نیست) را پایان دهند،کشت؟ اینها در قانون”آدم کشی بد است”، مستثنی هستند. کثیف تر از اینکه دین را سپر توجیه خودت، برای کشتن آدمها بکنی، وجود دارد؟ بکشی چون مسلمان است؟ مسیحیست؟ بهودیست؟ ایده پرداز این کشتنها را باید کشت. امروز دویست و سی نفر مردند. آن هم با دو سه بار فشار دادن دکمه قرمزی داخل کابین خلبان… به همین راحتی…خلبان را هم باید کشت. عراق… یک میلیون را کشتند… مادربخطاهایی به اسم دموکراسی، کشتند. حرامزاده هایی به عنوان “ما نیروی بیگانه در کشورمان نمیخواهیم”، کشتند. همه اینها را باید کشت. هر کسی که انسان و مذهبش را میکشد، باید کشت.
امروز خیلی ها دارند میکشند… مثل یک فیلم هالیوودی… و مثل هر فیلم هالیوودی، یک پشت صحنه هم دارد که در آن آرنولد و مرد جیوه ای، دست گردن هم می اندازند و کنیاک مینوشند… من و تو و مردم غزه و عراق و ایران و امریکا و هر جای دیگری، فقط بازیگران واقعی این فیلم هراسناک هستیم. واقعا در آن میمیریم، چون یکی دیگر پول و نفت اسلحه و زمین میخواهد نقش اول این فیلم را بازی میکند.
آرش جان، ادم کشی بد است. اما، گاهی هم” اما ” دارد. ندارد؟

بدون نظر در “آدم کشی گاهی هم بد نیست”
پوزش ، نظرات بسته می باشد.