این قلب هنوز می تپد

اگر نشانه زنده بودن، بلعیدن اکسیژن از بالا و پس دادن دی اکسید کربن از پائین باشد، به جرات به همه شما اعلام میکنم که زنده ام. اما چرا نیستم… قلم بنده الان درست شبیه دختری است که هیچ خیال و ایده ای به خواستگاریش نیامده است و آنقدر گوشه خانه، ور دل من مثل بز نشست ، که ترشید و بوی گندش هفت محله را برداشت. خوب هر کسی روزی دچارش میشود. چند باری هم سعی کردم تا لای کلمات، هروله کنم و هزل و هجو و مدحی بنویسم…اما نشد.
برای نوشتن همین یک پاراگراف بالا هم، آنقدر زور زدم که مثل تربچه قرمز شده ام و از هفت سوراخ بدنم عرق چکه میکند. ( این هفت عجب عدد مقدسیست)… برای همین ، زور زدن را متوقف میکنیم تا خودش بیاید…
بدون نظر در “این قلب هنوز می تپد”
پوزش ، نظرات بسته می باشد.