تشکر ما را گوش دهید

اینجا برای دانلود

۶۶ نظر در “تشکر ما را گوش دهید”
sara در تاریخ بهمن ۲۳, ۱۳۸۸ ساعت ۵:۲۱ ب.ظ

چقدر بامزه حرف میزنی شما,خوب بودا ولی یک کمی هول شده بودی باز هم ازین پستا بذار ,راستی صدات زشت نیست اصلا….

کرگدن در تاریخ بهمن ۲۳, ۱۳۸۸ ساعت ۵:۳۱ ب.ظ

خیلی خلاقانه بودن این دو تا پست …
هر چند دیگه این تشکر صوتی شامل حال ما نمیشه ولی با کلی تاخیر تولدتون کلی مبارک !

امیر س در تاریخ بهمن ۲۳, ۱۳۸۸ ساعت ۵:۵۸ ب.ظ

فهیم فوق العاده بود..
اولا که به نظرم بسیار زیبا صحبت میکنى…خوبه با وجود این که خارجى باز هم به این زیبایى صحبت میکنى..با وجود فی البداهه بودن خیلى سلیس و زیبا بود…صادقانه بگم گفتارت هم مثل نوشته هات زیبا و دلنشین بود..
دوم این که یادمه یه پست گذشته بودى در مورد خلاقیت و آفتابه و این حرفها…به این میگن خلاقیت بزرگ مرد….
سوم این که ایشاالله همیشه شاد باشى و سربلند و امیدوارم این آخرین پست صوتى نباشه…
راستی ورژن انگلسیس چی شد؟

Maryam در تاریخ بهمن ۲۳, ۱۳۸۸ ساعت ۶:۰۸ ب.ظ

salam amoo fahim e gol
ajab ebtekari..kheili exciting booda
bad ham amoo fahim sedat kheili javoon e..man fek mikardam shoma hodoode 40sale bashid..vali sedatoon mashalla 20salast

دیوانه در تاریخ بهمن ۲۳, ۱۳۸۸ ساعت ۸:۰۹ ب.ظ

مدتی بالنسبه مدیدی است که خاطراتتان را می خوانیم !
برای این چند پست اخیر ابراز تاسف و هم دردی می کنیم !
تولدتان مبارک !!
شاید !!

no baby در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۴ ق.ظ

تکبیییییییییییییییییییییییر

لیلی در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۰۲ ق.ظ

ببخشید …یه سوال……….وبلاگ نوشته های یک فراری خانمتون هستند؟
من خیلی پستهاش و دوست دارم..

خیر ایشون همسر بنده نیستن
اما من هم فوق العاده نوشته هاشو دوس دارم

لیلی در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۲۵ ق.ظ

ببخشید ……یادداشتهای یک فراری منظورم بود….

ذغال سنگ در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۳۹ ق.ظ

سلام بر برادر “تاک اند تی”.
حاجی صدات اولن خیلی باحاله بدرد گویندگی و دوبلوری میخوره به جان خودم.
دومن از این کارا بکن خوبه.
%ایام به کام%

پریا در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۵۰ ق.ظ

فک میکردم صدای بم تر و بی احساس تری داشته باشید…

متاسفم که بگم صدای شما شبیه صدای کسیه که خاطرات فوق العاده بدی رو برام تداعی میکنه…

دستاتون که احتمالا ظریف نیست؟!

میخواهی دستامو از زیر در بیارم تو ببینی خودمم یا آقا گرگه؟

نیما در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۵۷ ق.ظ

جالب بود .

لیلی در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۲۸ ق.ظ

جالب بود
مثل این مجریهای اونور آبی صحیت می کنی.البته خب حق هم داری .
بازم ممنون

شراره در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۲۹ ق.ظ

۲۰+۱ ;)

hidden در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۳۴ ق.ظ

صدای خیلی خوبی دارین خیلی هم خوب صحبت میکنید
من که خیلی خوشحال شدم صداتونو شنیدم
همیشه خوب باشید :)

لوکی در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۵۳ ق.ظ

راستش من معمولا از گودر نوشته هاتو دنبال میکنم و خیلی کم پیش اومده که برات کامنت بذارم. ولی با دیدن این حرکت استشهادی تو ما هم وسوسه شدیم که یک حرکت استشهادی انتحاری انجام بدیم و یک کامنت بذاریم.
خب روده درازی نمیکنم و میخوام بگم که حرکت جدیدی بود و جالب و در کل : خوشمان آمد.

مریم در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۳:۱۳ ق.ظ

سلام
این کارتون خیلی بیشتر از صدتا سماور چایی و صدتا کیک ۵طبقه با طعم توت فرنگی به من یکی مزه داد.شنیدن تشکر با صدایی که هنوز یه مقدار ته لهجه جنوبی داره خیلی خوشایند بود.
مرسی از اینکه تا این حد برای خوانندگان وبتون ارزش قائلید.
همیشه پاینده و برقرار باشید.

دوشیزه (متولد اسفند) در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۳:۳۸ ق.ظ

صداتون همون طور که حدس می زدم و از آرشیو نوشته هایی هایی که همیشه دنبال کردم و یه شناخت مجازی از شما به دست آوردم، بود…. خیلی گرم و صمیمی!

راستش منم دو – سه ماه پیش میخواستم پست صوتی بذارم و خواننده و خودم رو از این حالت نوشتاری و دیداری در بیاریم و به شنیداری برسونم که برادران غیور اسلامی هشدار دادن که اسلام به خطر میوفته و ما هم فعلاً منصرف شدیم.

اما خب دوباره با شنیدن این پست، هوایی شدم ;)

خیلی جالبه صدای یه نفر رو از روی نوشته هاش و افکاری که به قلم میاره و احساسی که لا به لاش موج میزنه، بتونی از قبل حدس بزنی و بعد که می شنوی دقیقا همونجور باشه… نه؟!!

ارغوان در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۳:۴۵ ق.ظ

تا امروز فقط خواننده ی وبلاگتون بودم اما الان دیگه نتونستم کامنت نزارم…….

اولا تولدتون مبارک…

دومن خودشیفتگیتون زده بالاها!!! رادیو و تلویزیون هم دیگه بهتون تبریک میگن!!!!:-D خیلی گفته هاتون نمک داشت در کل با ی نمورع خودشیفتگی!!

پست قبل از تولدتون هم معرکه بود….ممنون

درکل خیلی خیلی خوشحالم که با وبلاگتون آشنا شدم…

شاد باشید و برقرار…

کتایون در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۳:۵۳ ق.ظ

به حساب تعارف نمی ذارین اگر بگم که صداتون اصلن هم بد نیست و این پست خیلی هم چسبید.

ولی من هم تصور صدایی بم تر رو داشتم. صداتون به بیست و چند ساله ها می مونه نه هجده ساله ها ( تولد هجده سالگی بود دیگه …نه؟)

asiyeh در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۵:۱۳ ق.ظ

وه چه جالبید شما

پیپ خسته در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۵:۴۰ ق.ظ

عملیاتت واقعا استشهادی بود.من که یه جورایی اصلا دوست ندارم شناخته بشم.دوست دارم هر کی هر جور دوست داره منو تصور کنه.ولی پست صوتی کلا ایده باحالی بود که تونست من گوگل ریدری رو واسه کامنت گذاشتن بکشونه اینجا و صد البته که کار بسیار ترسناکی هم هست.قبل از این جایی پست صوتی دیده بودی؟

زهرا در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۵:۴۴ ق.ظ

اولا که جوگیر شدی، این کاملا پیداست.
منم بودم جوگیر می شدم.
کار با حالی بود. نزدیک کردن دنیایمجازی به دنیای واقعی.
به نظرم حقیقت، تو همین دنیای مجازی اتفاق می افته نه تو دنیای واقعی.
و این حقیقته که شیرینه.حقیقت دست نیافتنی.
سرخپوستا با دود پیغام می دادن دیگه؟
این حرکت دست نوشته و پستِ صوتی، یه جورایی با دود، اس ام اس دادن بود.

فورتونا در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۶:۰۱ ق.ظ

خلاقیتت منحصر به فرده..
صداتم خوبه!
به نظرم اگه وبلاگ نویس نمیشدی باید میرفتی سراغ خوانندگی..
کاملا جدی.

NANA در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۷:۴۰ ق.ظ

JESARATETO DUST DASHTAM FAHIM..

سپیده در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۸:۱۹ ق.ظ

خیلی خوب بود. گرمای جنوبی صدات بخصوص، هر چقدر دوست داری زنده باشی.

No One در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۹:۰۲ ق.ظ

صــداتون اتفاقــا خیلی زیـبا و دلنشـین بود ! مخصوصــا لحــن صحبت کردنتون و اون آهنگی که توو صداتونــه همینطـور ادای خــاص بعضی از کلمــات ! لهجـه ی کمرنگتونم به دلم نشسـت !

کلن پرفکــت بودین D:

منم تبریــک می گم سی و چـند سالگــی تون رو ! و اینکـه خب منم امیدوارم اون ۴ ۵ هزار سال عمری که نصیبتون شده رو خیــرشُ ببینین ! D:

nunu در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۹:۲۵ ق.ظ

شهادتت مبارک برادر

بانوی نقره ای در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۹:۴۷ ق.ظ

آقا شما همیشه استثنائات رو در نظر نمی گیریها!
باور کن من یه دراکولا دارم، دیگه محبتی نبوده که به ایشون نکرده باشم!!!
اما هر روزم اوضاش بدتر میشه برادر من! ینی دیگه خونی دلِ من از لب و لئچه ی این آویزونه!

- با این جوگیریت ما رو هم جوگیر کردی، پس الان دوباره هم تولدت رو هزار بار تبریک میگم(!!!)
اون بوسی رو هم که اجازه نداری رو صورت خانومها بکاری، تحویل خانومت بده سریع! (همشو.. واِلا کلاهمون میره تو هم!)

بانوی نقره ای در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۹:۵۰ ق.ظ

همون”خون دلِ من از لب و لوچه…”

منتظر چهارشنبه سوری نمیمانم! در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۰ ق.ظ

همرزمان سبز! هشت مارس و روز جهانی زن در راه است. جنبش زنان ایران در کنار جنبش دانشجویی یکی از مهم ترین پایه های مبارزات ضد استبدادی ملت ایران را در سی سال گذشته تشکیل داده است. زنان ایران تقریبآ ۵۰% جمعیت ایران را تشکیل میدهند.زنان و دختران ایرانی با حضور فعال و مستمر خود در مبارزات هشت ماهه اخیر نقش بسزایی در پیشبرد جنبش سبز ایفا کرده اند. در این روز یاد نداها،ترانه ها و دیگر شهدای زن جنبش سبز ایران را گرامی میداریم و با مادران عزادار همدردی خواهیم کرد.جنبش سبز ملت ایران در روز جهانی زن،بار دیگر بر خواسته های به حق زنان تحت ستم ایرانی تاکید خواهد کرد.خشونت علیه زنان ،حجاب اجباری،حق تعدد زوجات و … معضلات امروز و دیروز زنان میهن ما هستند.همه با هم و دو کنار هم در روز زن خواستار رفع این موانع و تبعیضات از جامعه زنان ایرانی شویم. هشت مارس فرصتی است برای همراه کردن زنان رنج دیده سرتاسر ایران ،با جنبش سبز.همراه شدن زنان با جنبش سبز مساوی است با همراه شدن نیمی از جمعیت ایران،سرتاسر ایران! و کیست که نداند زنان رکن اصلی خانواده ایرانی هستند؟با همراه کردن زنان تحت ستم ایران،خانواده های ایرانی را با جنبش سبزمان همراه کنیم

پناه در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۴ ب.ظ

دیشب شب قشنگی بود همونطور که صدات و پست صوتیت قشنگ بود.

TM در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۳ ب.ظ

خلاقیت منحصر به فردی بود..
ممنون از به اشتراک گذاریش!!
یاد پیغام های صلح افتادم…ولی تفاوتش در اینه که کاملا صادقانه بود!!

Razi در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۱۴ ب.ظ

چاکریم… ته لهجه اَوازیتو عشق است همشهری….

آلبا در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۷:۱۹ ب.ظ

اول که شرمنده نوشدارو بعد از مرگ سهراب شدیم!
تولدتون مبارک!
و دوم که: nice to hear you!!!

nazanin در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۹:۵۲ ب.ظ

وااااااااااااااااااااااااااااااااای چه با حال بود . بازم می خواااااااااااااااااااام .

nazanin در تاریخ بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۰ ب.ظ

باهات هم عقیده ام . دنیای صداوسعتش از دنیای کلمات بیشتره . اما کم بودا . تا آدم می خواد گوش کنه ناگهان تمام میشه.

سوته دل در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۵ ق.ظ

با تأخیر تولدت مبارک. کلاً بهمنی ها خاص هستن. امیدوارم عمرت مثل کاغذ توالت باشه؛ دراز، مفید و سفید. یکی از کامنت گذارها تشکر کرده بود از بابت ارزشی که برای خواننده های وبلاگت قائلی. من هم ایضاً

هدی در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۴۹ ق.ظ

خوب با این تفاسیر من که اسپیکر و هدفون ندارم برم بمیرم…
اه…
رفتم!!!

abi در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۲۴ ق.ظ

سلام برام خیلی جالب بود که یه پست صوتی بشنوم
تو حرف خیلی چیزها رو واضح تر می شه عنوان کرد و مطلب رو رسوند

سپیده در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۴:۱۱ ق.ظ

هم این پست هم پست قبلی خلاقانه بود.
این یکی شجاعت هم می‌خواست به نظرم.

در کل کار جالبی بودن هر دوتا.

یکی در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۵:۲۳ ق.ظ

ای نیک مرد، من همان عزیزی می باشم که گفتم جای فنجان چای خالیست. پیشنهادی دیگر:این فنجان چای که گذاشتی سفید است و پس زمینه هم سفید و حالی به دوستداران نمیدهد.
بهتر بود یک لیوان خوش تیپ (کشیده و بالا بلند و جادارو و اندکی کمر باریک)از چای می گذاشتی که رنگ چای از هر نمایی پیدا باشد، نه آنکه برای دیدن رنگ چای مجبور باشی از بالا، سرت را داخل آن کنی.
بادو حبه آب نبات یا یک پیاله کشمش. رو میزی هم هم پهن کنی، بسی بهتر می شود.
بد نیست بئانی من اصلا چای قرمز نمی خور، اما دیدن این صحنه ها که مناسب با عنوان وب یو می باشد حال و هموای خوبی به هر بنی بشری می دهد.
عزت زیاد.

یکی در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۵:۲۶ ق.ظ

ای نیک مرد، من همان عزیزی می باشم که گفتم جای فنجان چای خالیست. پیشنهادی دیگر:این فنجان چای که گذاشتی سفید است و پس زمینه هم سفید و حالی به دوستداران نمیدهد.
بهتر بود یک لیوان خوش تیپ (کشیده و بالا بلند و جادارو و اندکی کمر باریک)از چای می گذاشتی که رنگ چای از هر نمایی پیدا باشد، نه آنکه برای دیدن رنگ چای مجبور باشی از بالا، سرت را داخل آن کنی.
بادو حبه آب نبات یا یک پیاله کشمش. رو میزی هم هم پهن کنی، بسی بهتر می شود.
بد نیست بئانی من اصلا چای قرمز نمی خور(گفتم که بدانی من از چای قحطی بدر نیامده ام)، اما دیدن این صحنه ها که مناسب با عنوان وب یو می باشد حال و هوای خوبی به هر بنی بشری می دهد.
عزت زیاد و وبت مستدام باد.

دوست من …شایع شده که شما مشهدی هستید…درسته؟

زرافه خوش لباس در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۶:۰۵ ق.ظ

صداتون در پشت این فایل صوتی می گفت انگار یه آدم فهیمی داره اون پشت حرف می زنه. خیلی محجوب و مودب.

maryam در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۷:۴۵ ق.ظ

salam,vaghean poste jalebi bood va hanim joor khalaghiat dare azash mibare! sedatoon ham vaghean khoobe. benazaram agar postaee ke khatere hastan ro hamin joori bezarid khoondanesh jaleb tar bashe.(hala ye emtehani bokonid, zarar nadare)
bazan mamnoon
omidvaram movafagh bashid

ن د ا در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۰۶ ب.ظ

عجب!!! نه جانم!نه نماز آیات بهمون واجب شد و نه هیچی دیگه! زنده باشید و پایدار! اما خدا وکیلی بگید! هفتاد مرتبه نوشتید و پاره کردید! حالا چند مرتبه گوش دادید این بداهه گویی رو!؟

مه سا بادوم در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۳۷ ب.ظ

WOW!
واجب شد باز هم از گودر پاشم بیام بیرون!
می دونی حسن اینکار چی بود؟
اینکه از این به بعد همه ی پست هات با همین صدا خونده می شن!!
حرکت آواندگاردی بود!

می خواهم بنویسم در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۴۸ ب.ظ

سلام .
ابتکار جالبی بود …
راحت و روان حرف زدی …

موفق و سلامت باشید هر روز بیشتر از روز قبل …

ن د ا در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۰۸ ب.ظ

یقین دارم همسر و پدر نمونه ای هستید! یقین دارم اگه اون خانوم قد خمیده ی هوحنایی بود، “وان یکاد..” می خوند و بهتون فوت می کرد!

ن د ا در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۱۲ ب.ظ

هوحنایی منظورم بود!به هر حال زنده و خوشبخت باشید به حق دعاهای مادربزرگتون!

sima در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۱۳ ب.ظ

سلام خوشحالم که صداتون رو شنیدم.امیدوارم در آینده سیما رو هم ببینیم.خداییش خیلی حال داد.

ن د ا در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۱۴ ب.ظ

آقاااااااااااا! “میم” موحنایی! نه “ه”
دهههههههههه!
یا حق

منظورت رو گرفتم ندا جان…ممنون که اون پست رو خوندی

من .Dawn در تاریخ بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ ساعت ۶:۵۴ ب.ظ

سلام.
شکسته نفسی نفرمایید…
شما خودتون هم می دونید که اگه فردا پس فرداعکس شست پاتون رو هم بذارید ما خوشمون می اد و تعریف می کنیم…
خوشمون می آد دیگه …دست خودمون نیست…
راستش من هنوز گفته هاتون رو کامل نشنیدم…فقط اولش رو شنیدم و به نظرم دلنشین اومد…
از این به بعد از خودتون ایراد نگیرید…اونم اول کار…سخنرانی رو خراب می کنه …منظورم اینه که بدون گفتن اون هم؛ ما به این نتیجه می رسیدیم که صداتون خوبه…
اگه توی زندگی تون هم همین قدر ایده پرداز باشید خیلی خوبه.

به هر حال مرسی.

سلمان در تاریخ بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ ساعت ۴:۵۴ ق.ظ

صدات اصلا با اون چیزی که تصورش رو میکردم شبیه نبود :دی

فرزانه در تاریخ بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ ساعت ۷:۱۳ ق.ظ

صداتون قشنگ بود، حرفاتونم با مزه!

مرجان در تاریخ بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۴۶ ب.ظ

تولدتون با تاخیر مبارک
خیلی جالب بود شنیدن صدایی که تا حالا نوشته هاشو با صدای خودت میخوندی
صدا خیلی راحت تر احساسات و افکار رو بیان میکنه ولی کلا هم صداتون خوبه و هم نوشته هاتون

نفس در تاریخ بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۲۶ ب.ظ

تنها صداست که می ماند…

دوست شما در تاریخ بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ ساعت ۳:۳۵ ب.ظ

سلام.
این آقا یا خانوم “یکی” من که نیستم. هستم؟؟!!
مثل این که جای فنجون برای همه خالی بود!

سعید در تاریخ بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ ساعت ۳:۳۷ ب.ظ

کلا خر ما از کرگی نه تنها دم نداشت،بلکه کره خر هم نبود اصلا.حرامزاده ی لعنتی هویت نداشت که اگه داشت وقتی نتوانستم اولین کامنت تبریکی را بگذارم،حداقل شما امان میدادید که کامنت صدمی را بگذارم.که نشد.این کنتور بی پدر تا ۹۰ و چند بیشتر پیش نرفت و پست بعدی آمد.
به هر حال تولدتان مبارک.ان شاءالله به اندازه ای عمر کنید که نه شما از دنیا خسته شوید و نه دنیا و آدمهاش از شما.زمانی بروید که آدمهای اطرافتان هنوز تشنه تان باشند.
صدایتان کلا صمیمی ست و جوان و تر وتازه.صدای خیلی آدم خر کنی دارید.دلیلی برای چاپلوسی وجود ندارد پس بدانید که حقیقت را میگویم.
یک خواهش دارم.آرایه چند روزی ست بند کرده به یک موضوع خاص و هی انگولکش میکند.جامعه نسوان هم تند تند تاییدش میکنند.بنده نظرات متفاوتی دارم که توی کامنتم نوشته ام.خوشحال میشوم شما هم بروید و بخوانید و نظر بدهید تا از عقاید یک آدم حسابی دیگر هم بهره مند شویم.

محسن در تاریخ بهمن ۲۷, ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۹ ق.ظ

۱ . قربونه ته لهجه ات
۲ . این کارت عالی بود.
۳ . مچکرم.

شبنم در تاریخ بهمن ۲۷, ۱۳۸۸ ساعت ۷:۰۹ ق.ظ

عالی بود

ترقه در تاریخ بهمن ۲۷, ۱۳۸۸ ساعت ۸:۱۵ ق.ظ

کار بسیار خلاقانه ای بود.
تولدتون مبارک.
امیدوارم ۱۰۰۰ ساله بشید(یک کشتی دیگه)

راستی این صدای خود شما بود یا عادل فردوسی پور؟

پریا در تاریخ بهمن ۲۷, ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۱۱ ق.ظ

نه ترجیح میدم هیچوقت دستاتو از زیر در تو نیاری!
ترجیح میدم فک کنم دستات ظریف نیست!
همینجوری خوبه :|

متی در تاریخ بهمن ۲۷, ۱۳۸۸ ساعت ۶:۲۸ ب.ظ

وای خدا ! وای وای ! چقدر خوشگل بود !! ( با پس زمینه ی زیغ زیغ و ذوق مرگی )
وای ! من خیلیییی از شنیدن صداتون ذوق کردم !!! WOW ! OMG !!!

متی در تاریخ بهمن ۲۷, ۱۳۸۸ ساعت ۶:۳۱ ب.ظ

راستی نمیشه روی گل خانوما رو هم ببوسین ؟؟
:) )

ببخشید خیلی پررو ام !!! ولی وای واقعا کلی ذوق کردم !!!
صداتونم اصلا بد نیست خیلی هم خوبه !

بیگانه در تاریخ بهمن ۲۸, ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۶ ق.ظ

سلام
من اتفاقی اون پست آرایه رو خوندم، و کاملا اتفاقی هم الان رسیدم اینجا. تو فکرم بود یه چیزی بنویسم راجع بهش، اما داشتم سبک سنگین می کردم ببینم چقدر فکرام درسته چقدر اشتباه؟ من قدیمی فکر می کنم یا نه؟ اما ته ذهنم فقط این سوالا مونده، اصلا می دونیم عشق چیه؟ اصلا چرا ازدواج می کنیم…..

در ضمن پست صوتی هم جالب بود. و تولدتون مبارک

الهام در تاریخ بهمن ۲۸, ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۴۵ ق.ظ

salam.poste fogholadei bood, bi nazir.
mamnoon baraye in suprise bozorg!!!
movafagh hastin, movafagh tar bashin:-)

پوزش ، نظرات بسته می باشد.