یک مدتی است که مثل کنه گیر داده ام به ماجراهای رانندگی و ول کن هم نیستم. فکر کنم یکی باید بیاید و جدایمان کند. من هم نمیخواهم اینقدر تند به تند این وبلاگ را به روز کنم ، اما ماجراست دیگر…پیش می آید… اگر هم تا داغ است، ننویسی، بیات میشود و از دهان می افتد.
گلاب به روی ماهتان، این هفته پلیس جریمه ام کرد…. بابت سرعت غیر مجاز… البته به عقیده من که مجاز بود…اما عقیده افسر با من کمی فرق داشت و با وقاحت تمام جریمه کرد. باور کنید من راننده خلافکاری نیستم. توی کل عمر ده پانزده ساله رانندگی ام، کلهم دو سه باری بیشتر جریمه نشده ام.
بار اولش خوب یادم مانده… با همسر رفته بودیم نامزد بازی…اوائل آشناییمان بود…. رفتیم پارک ملت…خوب سرم داغ بود و همانجا ماشین را روبروی در پارک ملت،زیر مطلقا ممنوع، جلوی آن بستنی فروشی معروف پارک کردم…(همان که بستنی قیفی میدهد که طولش دو برابر دسته کلنگ است- هنوز هم هست؟)… رفتیم پارک و دو ساعت بعد برگشتیم… پلیس جریمه را نوشته بود و گذاشته بود زیر برف پاک کن… حقیقتش نمیشد جلوی شریک آینده زندگی ام، کم بیاورم…خیلی ریلکس و با یک حرکت سریع از زیر برف پاک کن درآوردمش… حتی به رقمش هم نگاه نکردم…انداختمش روی صندلی عقب و خیلی تودماغی و آرتیستی گفتم… فدای سرت عزیزم…روزی بیست تا از اینها میره زیر برف پاک کن ما… اما توی دلم غوغا بود که ای بدبختی…شانس گردن شکسته ما را میبینی؟
یک بار هم داشتیم میرفتیم اهواز…پدرم بغل دستم نشسته بود و من هم مثل آدم (متشخص) رانندگی میکردم… با سرعت مجاز… شاید هم کمی زیر مجاز…نزدیکی های بروجرد افتادیم پشت یک نیسان که به اندازه یک خاور بار زده بود و با سرعت کمی بیشتر از توقف کامل میراند…ارتفاع ماشینش از طولش بیشتر شده بود و مثل علم عباس، چپ و راست میرفت… خلاصه تا نزدیکی های خرم آباد پشت این شازده علاف بودیم…نهایتا پدر دستور داد که بابا جان سبقت بگیر از این فلان فلان شده… گفتم خط ممتد است…گفت این یک بار عیب ندارد… آقا من هم از خدا خواسته زدم دنده دو و مثل جیمز باند سبقت گرفتم… چهل متر جلوتر پلیس نگه ام داشت… خلاصه یک جریمه خوبی هم آنجا شدیم… نیسان هم با همان سرعت ازمان رد شد… و تا نزدیکیهای اهواز پشتش بودیم و تخمه میشکاندیم…
در ایران مبلغ جریمه، یک رقم مشخصی است که پلیس بر اساس تعرفه یا باد شکم، برایت مینویسد و تو هم میروی بانک و پرداختش میکنی و قال قضیه را میکنی. اما داستان در این بلاد کمی فرق دارد…پلیس جریمه ات میکند اما قیمت نمیدهد… به تو یک تاریخ میگوید که بروی دادگاه… خود مادر مرده اش هم می آید…آنجا هر دویتان جلوی قاضی زور میزنید که برنده شوید…خلاصه بدبختی و علافی و گرفتاری دارد…طرف یک جوری گفت این تاریخ باید بیایی دادگاه که انگار به نابالغ تجاوز کرده ایم… حالا کمی بیشتر از سرعت مجاز رانده ایم …حدود دو برابر… آدم که نکشته ایم… تازه مطمئن هم هستم که بروم دادگاه، برنده هم نمیشوم…پول را هم باید بدهم… مبلغش هم کم نباید باشد…یک برآورد کلی که کنی، باید حدود ۳۰۰ دلاری پیاده بشوم…مخلص اینکه اسم دادگاه که می آید، درون لرزه میگیرم… هر چقدر هم به خودم تسلی میدهم که این دادگاه واقعی نیست، افاقه نمیکند… تاریخ دادگاه هم وسط زمستان است…دوهفته قبل از تولدم… شبها هم خواب میبینم که سی و چند تا شمع را پشت میله های زندان فوت میکنم و پلیس و قاضی برایم کف میزنند… در هر حال دم همه شما گرم… پولهایتان را بگذارید روی هم و بفرستید اینور که هم اکنون منتظر یاری سبز (؟) شما هستیم…




سلام چه عجب ۳ تا پست زود به زود نوشتین هر روز به هوای یه پست جدید بهتون سر میزنم خاموش بودم به سلامتی روشن شدم .لینکم کردم اگه دوست داشتی بهم سر بزن
خداوندا دستانم خالی اند و دلم غرق . آرزوها
یادستانم را توانا گردان. یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن
کاکا روی ما برای کمک آن هم برای جریمه اصلا حساب باز نکن .
امیدوارم که این یکی اصلا اصلا صحیح نیاشد.
آقا خدا قوت!! بسی حال بردیم دراین قحط متن!!!! دمیدی انرژی به دهلیز و بطن!!!!
سلام.من نمیدونم چرا هروقت میام وبلاگ شما نصفه شبه و همه خوابن.مجبورم به زور جلوی خنده هامو بگیرم.خلاصه یه اوضاعی میشه….مهندس قضیه نیسان خیلی با حال بود.
پدر فهیم قربون دستت اگه ته پولی که بچه ها واست گلربزون کردن چیز موند یه مقدارشو بفرس میخوام تعطیلات برم دبی،راه دور نمیره ،این شب کریسمس بیا بشو بابانوئل صواب داره
دل درد گرفتیم نصفه شبی بس که خندیدیم !
دمتون گرم و سرتون خوش !
همسر بانو را هم از فیلم دیدنشان انداختیم بس که هی گفتیم جان مولا استوپ کن دو خطشو برات بخونم !!
اول این و بگم این لینک دونی بلاگ اسپات خیلی داغونه ینی یه جورایی لهِ .بعدشم بله بستنی فروشیه هست که من در خاطر ندارم یک بار محض رضای خدا بتونم نگهش دارم هر سری میندازمش.
سلام…خیلی بانمک بود…چه خوب که همیشه شما جریمه بشید ما بیاییم اینجا کلی بخندیم…هه هه هه…(چشمک)
۱٫ اون بستنی فروشه هنوز هست.
۲ . نیسانهای خاور نشان هنوز هستند.
۳ . جریمه های خوب هم هستند البته افسرای مهربونی هم وجود دارند که نقدی حساب کنند.
۴ .نامزد بازی کمتر شده!
agha salam….cheah…chi shodeh….aslan AHWAZI ke ticket naghereh nadareem…hala shoma yeki gerefti bebin ceghader shologh kardi
kheily bahali be mola
اومدم اینجا که یکی از پستها رو بخونم و برم ولی نمیدونم چی شد یه عالمه شون رو خوندم و الانم نرفتم دارم مینویسم!
گفتم بدونی!
سابقه دار شدی رفت!
حالا مثل ابطحی از تو زندان آپ می کنی یا نه؟
آن بستنی فروشی هنوز هم هست منتها بستنی هایش به جای دسته کلنگ شده است قد دودول ا.ن
سلام
میخوای یه تله تان راه بندازیم؟ :دی
چه سیستم جریمه ی با کلاسی دارن خدایی!
hi my dear …are u ok?
ye gholak daram ke age dust dashti begu vsat beshkanam )
ta jaee ke man yadame amu jan hamishe khoda khuzestani jamat eshghe sorat dashtan ..hala rafti dadgah ye kam khodeto hefz kon kar dasemun nadi mifahmi ke ;;; yadesh bekheyr yadete ye shab geryun oumadi khabgah ?? ahan nemidunam chera alan yadesh oftadam … )
movafagh bashi ba maram
من ۳۰۰۰ دلار دارم میخوام برات بفرستم از این کابوس خلاص شی.چخ جوری بفرستم؟؟؟
————
زحمت نشه?
خداییش سیستم فقط سیستم ایرانی ، همه چیزو با پول به راحتی می تونی عوض کنی ، کافیه گوشه اسکناس پنج هزاری رو به یارو افسره نشون بدی ، برات بندری هم می رقصه – بخاطر همین مزایای فوق العاده ایرانه که ما اینجارو دودستی چسبیدیم و ول نمی کنیم دیگه – آقا یه چایی دیگه بریز بینیم بابا حال نداریم !!!!!
ma ke hamishe sabz budim, bazam hastim,
faghat ye shomare hesabi …chizi midadi yari konim?
man raftam dadgah! oon police nemiad va poole shoma ro mibakhshan.male man ke intori shod.
amma tajrobeye dadgah kheili sakht bood! albate avalesh . vaghti vared shodam mikhastam kharej besham amma rahi nadashtam.
it good that atleast you didnt get any points
بعد دادگاه میبیمنت! یاه یاه
عیب نداره جریمه واسه مرده دیگه ها؟
عیدتون مبارک کا خوش باشین
where do you leave? i got tickets a couple of times and they were fixed, i paid them online and that was it or maybe your offense was serious
بابا فهیم جان، کمپوت چی دوست داری بیارم برات؟؟؟ ولی خدایش بعد سربازی زندان یکی از عوامل مردساز بشری است. ایشالله میری مرد برمیگردی! فقط نری اون تو وبلاگ نویسی از سرت بیوفته ها
الهم انصر الفهیم والفهیمات فی دادگاه المحاکمه..فی ایالات المتحده الامیریکی..
میگم حالا که یکی از دوستان زحمت کمپوت رو تقبل کرده منم شمع تولدت رو می فرستم فقط بگو دوس داری شمع عددی باشه یا به تعداد سالها؟ فقط زودتر بگو که به موقع برسه دستت.
راستی آدرس زندان یادت نره
من واسه همین ۳۰۰ دلاراس که نمیرم اونورا دیگه!
اونقد از رانندگی گفتی ول کن نبودی که کار خودتو کردی. حالا از پیش بابام بیارم ۳۰۰ دلار بفرستم برای تو! یه مشت آدم آس و پاس میان نظر می دن پول کجا بود
ه اینکه نخوایم ، ولی ، نداریم که
یاری سبز رو میگم
ناز نفست درویش! خوب مثل علمای اسلام دلا رو بردی صحرای استکبار جهانی! قربان مظلومیت برم! الهی که درد و بلای اون ۳۰۰ دلار بخوره توی سر این جنتی!
راوی میگه: یکی از لشگریان شمر لعین اومد دم مرکب آقامون یک برگ جریمه داد دستش. آقا روشو کرد به طرف آسمان و فرمود:
Oh my God! shit! & … you
ترجمه: الهم انی اسئلک
بستنی فروشه هنوز هست ،کنار ممد اناری.
نامزد بازی رو خوب اومدین)