سلام
برا دوستی که نتونسته بود بخونه:
چه قانون عجیبی دارد روزگار که هر سال مجبورت می کند تا یک شمع بیشتر در کیک تولدت فرو کنی… یا اینکه هر سال چقدر تار موی سفید رو شقیقه ات اضافه می کند… یا هر سال تو را محتاط تر و ترسو تر می کند… روزگار همه این ژانگولرها را برای آدم بازی می کند تا به او بفهماند که “دارم می گذرم… مرا دریاب…”
خوب یا بد، همین است که هست و گریزی از آن نیست… حالا هم همین روزها باید به فکر یک کیک فراخ باشم که جای سی و خورده ای شمع را داشته باشد… به همین راحتی یک سال بزرگتر شدم…
بهمن ۱۳۸۸- فهیم
.
.
.
البته رو متن هم کلیک می کردید دستخط زیبای آقای فهیم در ابعاد بزرگتر قابل خواندن می شد!:)
.
.
.
و اما من ترجیح دادم بنویسم چون… تولدتون مبارک… دلم لرزید! من هم باید یکی دو روز دیگه دنبال یه کیک بزرگ یا بیست و چندتا شمع کوچیک باشم، حق با شماست!
براتون سال های پربرکت و پر از شادی و یافتن آرزومندم جناب فهیم
پدر جان قربان موهای سفید روس شقیقه ات برم که تیپتو کرده مثل خوزه مورینیو ایشالا چند سال دیگه عروس و نوه دار شی بیای از شیرین کاریای نوه ات بنویسی ؛تولدت میارک
امیر س در
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۸ ۴:۳۵ ب.ظ
فیهم خطت هم بد نیستا..
تولدت مبارک بزرگ مرد..
حالا کادو چی گرفتی؟
تولدت مبارک!!!!!!
میدونید که مردا مثل سیر ترشی می مانند. هر چی بیشتر می گذره، جا افتاده تر و بهتر و معمولا خوش قیافه تر میشن. امید که این سال سی و خورده ای از سالهای خیلی خوب زندگیتون باشه.
نمی دونم چرا تا وقنی کوچیکی دلت می خواد زودتر بزرگ بشی. وقتی هم که بزرگ میشی می کاش کوچیک می شدم. راستی خورده ایشو نگفتی. یه چیز دیگه احساس پیری و جوونی به سن و سال نیست. تو هر سنی میشه لذت برد و زندگی کرد. تولدت هم مبارک.یه چیز دیگه خط قشنگی هم داری
بنده به عقل ناقصم نرسید که روی نوشته کلیک کنم تا بزرگ بشه!
بگو چیکار کردم!
کلا از صفحه عکس گرفتم، بردم توی پینت، اونجا زومش کردم
ولی یک (به فتح ی) چیز مزخرفی شد و بازم نفهمیدم چی نوشتی
تا اینکه اومدم ن د ا رو خوندم و فهمیدم چی نوشتی…
باری
تولدت مبارک;)
مستانه در
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱:۵۱ ق.ظ
تولدت مبارک
سمیه در
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ ۲:۰۶ ق.ظ
خواننده دائم وبلاگتون هستم و بسی لذت میبرم از نوشته هاتون ولی کامنت نمیذارم .
تولدتون مبارک جناب فهیم
تولدتون مبارک..امیدوارم همیشه موفق و سلامت با لبی همیشه خندون و دلی شاد کنار خانواده عزیزتون زندگی خوبی رو داشته باشین… و ما هم مثل همیشه از نوشته های خیلی خیلی قشنگتون بهره مند بشیم…
بنظر نمیا بخاطر کمبود امکانات عکس به این بی کیفیتی گذاشته باشی اینجا..
دلیل دیگه ای داشت؟!
.
انگار تولدت باشه!
مبارکه!
لیلی در
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ ۵:۰۸ ق.ظ
تولدتون مبارک (گل)
سارای در
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ ۵:۲۸ ق.ظ
چه شور انگیز است کاشف اقلیم خویش بودن
شریعتی/
. کاش حداقل عکس یه کیکی شکلاتی چیزی میذاشتی تا اینجا اومده بودیم یه ذره شیرینکام میشدیم…/
تولدت مبارک…امید که ۱۰۰ ساله بشی…/و همچنان با تمام توان بنویسی /
تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف ما( خوانندگان وبلاگ )
حالا این سی و چند چه صیغه ای بود؟ چایی که بهمون ندادی لااقل یه تیکه از اون کیک تولد تعارفمون میکردی.
سی و چند سالگیت کنار عهد و عیال یکی از بهترین سالهای زندگیت باشه.
سلام
من دمت مدیدیست که پست های شمارو از گوگل ریدر می خونم و لذت می برم.
این حرکت متفادت شما در نوشتن پست تولد من ِ تنبل رو به وجد آورد که با کامنتی تولدتون رو مبارک کنم…..شاد باشید همیشه
سلام
من خواننده به نسبت قدیمی، خاموش ، پرو پا قرص و در ضمن بازاریاب جدی و کوشای وبلاگ شما هستم! به عبارت دیگر از مدتها پیش با اینجا آشنا شدم (یعنی اول آنجا و بعد اینجا!) ، یک شبه کل آرشیو را خواندم و کیف کردم ، هیچ وقت کامنتی نگذاشتم (نمیدانم واقعا به چه دلیلی!) ولی به افراد زیادی پیشنهاد دادم که نوشته هایتان را بخوانند ، هر روز به اینجا سر میزنم و علاوه بر خواندن معمولا به همه آنهایی که خودم کفتر جلد این وبلاگ کردمشان نه تنها خبر به روز شدن را میدهم ، بلکه شبیه تیزر تبلیغاتی فیلمهای سینمایی ، یکی دو بخش جذاب را برایشان بازگو میکنم و همین که دهنشان آب افتاد تا بقیه داستان را هم بدانند حواله شان میکنم به دبلیو دبلیو دبلیو دات…. البته بازهم نمیدانم که چرا آنها هم به تاسی از من خاموش از آب درآمده اند! شاید به قول کامران بهنیا “آنچه ما اسمش را ارتباط میگذاریم معمولا یه توهم است! کلمات فقط به درد مبادله ی اطلاعات میخورند و بس! آن مواقع نادری هم که آدمها با هم ارتباط برقرار میکنند، کلمه ها دیگر زیادی اند!” ولی خب فکر نمیکنم زیاد اهمیتی داشته باشد. هر بلاگری میداند یا حدس میزند که عده ای بدون رد پا همیشه همراهیش میکنند و ازقضا مرام و معرفت و پایبندیشان هم معمولا بیشتر است و لازم نیست وقت و بی وقت نفت به چراغ روشنشان بریزی و بگویی که قلمشان خیلی سبز است! اصلا بحث چرا به اینجا رسید؟ نیامده بودم که از خاموشی خودم و دوستانم تعریف کنم. میدانم همراهی آشکار هم صفای دیگری دارد. بگذریم… شاید علاقه من به “گفت و چای” در علاقه قلبی و دیرینه ام به “چای” ریشه دارد. اصلا شاید اولین باری هم که به اینجا آمدم کشش همین واژه چای بود که وادارم کرد روی لینکتان کلیک کنم! البته واضح و مبرهن است که بعدها لااقل در اینجا، علاقه ام به “گفت” ها بیشتر از چای شد. ولی مدتیست که دلخورم و شاید همین دلخوری باعث شد “روشن” شوم! نمیدانید چرا؟ خب معلوم است: در وبلاگ و قالب جدید دیگر خبری از فنجان چای آشنایمان نیست. گفتیم لابد میروید خانه جدید فنجانتان تبدیل به لیوانی ، ماگی ، چیزی میشود ، دلمان را خوش کردیم اما دیدیم نه خیر! همان فنجان کوچک را هم از ما گرفتید و به جایش آن آقایی (شمایید؟ خدا رحم کند…) را که دارد از خوشحالی یا ناراحتی یا تعجب یا عجله ، نمیدانم ، به هوا میپرد و به ماه چنگ میزند تحویلمان داده اید! انصافا عکس قشنگیست. اما از دور هم شبیه ساعت میشود ریختش. این کجا و آن فنجان چای و لمیدن روی کاناپه و لذت بردن از نوشته ها کجا؟ آدم را هول میکند این. زیاد که نگاهش کنی حس میکنی پای ثانیه شمارش دارد میچرخد و عنقریب است که صد و هشتاد درجه بزند! ترس بر میداردمان که تا طرف نابود نشده صفحه را ببندیم! هی روزگار… از جمله همیشگی نیز خبری نیست. ” بدترین قسمت نوشتن این است که تو مجبوری نیمه پنهان خودت را روی کاغذ بیاوری” گفتم این بار لابد خوش بین تر میشوید و جمله یان آندره آ را میگذارید : ” نوشتن ملالیست که مسرت میبخشد.” نمیدانستم که کلهم به بادش میدهید. خلاصه این که خانه جدیدتان خیلی ماشینی شده. دستتان درد نکند ، زیباست، اما با نوشته های دلی و ایرانی شما جور نیست. شبیه مادربزرگ مهربان و دلربایی شده که شلوار جین پوشیده باشد. قشنگ است اما دامن گل گلی اش پس چه؟…
البته میدانم که الان میتوانید در دلتان بگویید :” دوست نداری؟ به جهنم!” اما خب آدم هر کاری را که بتواند نمیکند که!! گرچه اگر هم بگویید ، من بازهم به همان روال قدیم ادامه خواهم داد. چون اینجا همیشه بعد از خواندن و اشک ریختن (از فرط خنده!) و تحسین کردن ذوق و قریحه و نوشته هایتان ، مدتی نامعلوم از چند دقیقه تا چند روز هم وادار به فکر کردن میشوم! این روزها جایی که آدم را به فکر کردن بیندازد غنیمت است. و کسی که این کار را بکند اجرش با … لابد با هرکه انسان را به تفکر تشویق کرده است! نوش جانتان!
فکر کنم به اندازه همه کامنتهای نگذاشته ی گذشته و آینده ام حرف زدم. این هم از عوارض خاموش بودن است. جبران مافات کردم!
دیگر این که تولدتان مبارک . راستی یادتان باشد شما یک سال بزرگتر شده اید اما نه به همین سادگی!
لطف عالی مستدام…
با تمام این شکوه ها باز هم تبریک تولد به آدم می چسبه.
تولدت مبارک
maryam در
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۸ ق.ظ
چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز…
روز میلاد…
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
تولد مبارک
من با “دوست شما در بهمن” کاملاً موافقم، البته قبلاً هم مختصرن گفته بودم!
اما خب این چیزها سلیقه ایه دیگه، شاید شما اینجوریشو بیشتر می پسندی، اما اون جوریش اصن چیزه دیگه یی بود!!
تولدت مبارک فهیم جان، آقا ایشالا سیصد و چند ساله بشی!
نی نی ساکته در
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱:۳۰ ب.ظ
تولدتون مبارک
mahsa.. در
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱:۳۱ ب.ظ
تولدتون مبارک.چه خط زیبایی دارین.درست همون شکلی که تصور می کردم.خط آدما خیلی شبیه شخصیت آدماس…
زهره در
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱:۳۷ ب.ظ
مبارک باشه تولدتون و امیدوارم دلتون شاد باشه برنامه ها اونجوری که دوست دارین پیش برن
یه لاتری درست و حسابی برنده شین
و آرزوهاتون یکی یکی به بهترین شکل به بار بشینند
maryam در
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ ۲:۰۲ ب.ظ
tavalodeton mobarak aghaye mohandes
دوست شما در
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ ۳:۰۶ ب.ظ
) ممنون رفیق. با این که از شواهد امر پیداست کمی تا فسمتی دلخور شدید. عذر خواهی میکنم اگه اینطور شد. شاید دلیلش اینه که تکست لحن دوستانه من رو منتقل نکرد.بازم تشکر.
ای خدا چقد حرص داره می خواستم اول از همه تولدتونو تبریک بگم نشد .از اول بهمن می دونستم بعد الان شد یعنی تقصیر من نیست که بعد از ۷۰ نفر دارم تبریک می گم تقصیر این اینترنت ایرانه. بسی کور شدیم تا خطتو بخونم اما بالاخره خوندمش .امیدوارم هوارتا سال عمر کنی سایه ات بالا سر پسرک و خانمت باشه . بی خیال موهای سفید باش الان مده فقط یکم ابی ملایم قاطیش کن بشه های لایت یخی اونوقت هیچکی نمی تونه بهت بگه پیر . اینجا شکلک نداره عجب مکافاتیه هادهه.راسی تو یکی دوروز اینور اونور به خودت تبریک نگفتی ایا؟
تو بی شک بهترین طنز نویس وبلاگستانی !
تولدت رو بیشتر به خاطر بهمنی بودنت حتما باید تبریک می گفتم … کی میگه طالع بینی چرته ؟ !
تو بهمنی اصیلی هستی که هرچی راجع بهت گفتن درسته !
تولدت مبارک دوست من … !
درود فهیم!
دست خط بسیار زیبایی دارید.
و دیگر اینکه امیدوارم روزی شمعهای روی بزرگترین کیک دنیا رو فوت کنید( البته اگر دوست دارید به اون مرحله برسید)
پیروز باشید و شاد و سرزنده!
ای بابا!! ماها که بزرگ نمی شیم.من بیست و هشت ساله موندم همینجوری ..الان چند سالی هست…
تو یه ذره از من بزرگتری پس تولد بیست و نه سالگیت مبارک.بالاتر نری که من پیر میشم ها!!!
سلام .
یک کم دیر رسیدم برای تبریک …
تولدتون مبارک باشه … از نوشته هاتون معلومه زندگی رو کلا سخت نمی گیرید ، این تولدم مثل بقیه اتفاقا … سخت نگیرید …
همه اون موهای سفید و شمع اضافه روی کیک تولد به یک خنده از ته دل می ارزه که مطمئنم شما حتما تو سال گذشته چندین و چند بار از ته دل خندیدی ، پس سال خوبی بوده ( با اینکه نمی شه سختی ها رو نادیده گرفت ، اما می شه بهشون محل نداد ) …
سالهای خوب و سرشار از همه خوبی ها رو براش شما و خانواده محترمتون آرزو دارم …
شروع یک سال جدید مبارکتون باشه ، اتفاقات خوب منتظر شماست … تولدتون مبارک …
این رو به خاطر داشته باش که عرض زندگی مهمه نه طولش.
بشمار ببین تعداد شمع هایی که می تونی به تعداد لحظاتی که شاد بودی،لحظاتی که دیگران رو شاد کردی ، لحظاتی که از خودت راضی بودی…روی کیکت بزاری چند تا است.
هر جی بیشتر بهتر.اگه خواستی هم شمع میاریم هم کیک می خوریم!
bande ham harfe dostan ra tekrar mikonam tavalodetan ke dige az tazegish dar rafte mobarak. alan rasman be halate bihosh ro salandi neshastam .neveshtehaton vaghan rode boram kard movafagh bashi.
چرا پابلیش نکنم… حرفت رو قبول دارم پس میذارمش که سال بعد یادم باشه
فقط نمیدونم چیه گاهی وقتها آدم دوس داره که باقیه بهش حال بدهند…تو بذارش به حساب دوری
به هر حال ممنون که ماه تولدمو زدی جای اسمم
خداوند بینهایت است اما به قدر نیاز تو فرود می آید ، به قدر روزی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو گره گشاست .
———————–
زندگی رود روانیست روان می گذرد .آقا جان هر چه مو سفید تر باشد ابهت بیشتر است.
عزیزم باز هم تولدت مبارک امید وارم که سال های سال بالای سر همسر ت و فرزندت باشی و همراه آن ها
این قدر این خط زیباست که به هوس افتادم چیزی با دست بنویسم. همیشه می گم تولّدت مبارک و توی دلم فکر می کنم، آیا واقعاً اینکه یه سال بزرگتر می شیم تبریک گفتن داره؟ خب بذار اینجوری بگم، تبریک می گم که توی سی و چند سالگی، روی زمین دارید راه می رید و حرف می زنید و می نویسید و دستخطتون هم تقریباً به اندازه ی روزای برفی زیباست!، وبلاگی که وقتی می خونیش، به خدا میگی، راست می گفتی که چیزهایی می دونستی که ماها نمی دونستیم… پس، تبریک می گم!
از روی جوابی که به یکی از کامنت ها داده بودی تونستم بخونم …
لیلی در
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۶ ق.ظ
سلام …….واقعا میلادتون مبارک…دختر منم بهمنه….بهمنیها آدمهای جالبی هستند…
یه جائی خوندم مردم دنیا دو دسته اند یا بهمن به دنیا اومدند یا دوست داشتند که بهمن به دنیا میومدند.:)
روزای تولد یه بدیش اینه که آدم رو وادار می کنه کامنت بذاره!
این یعنی چی؟
یعنی دوتا کلیک اضافه و چندبار فشردن صفحه کلید بیشتر!
قبول کن از توی گودر بخوای بیرون واقعا کفش آهنین می خواد!
خلاصه این همه غر زدم بگم که حالا یه روز کامنت گذاشتن توی ۳۶۵ روز اصلا مسئله ی حادی نیست و شما نگران نباش!!!
خلاصه می خواشتم بگم
happy birthday o valentine o daheye fajro
اینا!
سلام! تولدت مبارک! ساری که از راه نرسیده پسر خاله شدم! من تازهء تازه وارد دنیای وبلاگ نویسی شدم، باید بگم قلم بی نظیری داری. اصولا کسی باید چیز بنویسد که چیز نوشتن بلد باشد، والا، به همین دلیل تصمیم دارم همین روزها درشو گل بیگیرم… حالا ازت خواهش می کنم یه نگاه بندازی به مطالبم، اگه وقت داری، ببینی پتانسیل پیشرفت داره یا نه همون بهتر که تعطیل کنم بزنم تو کار خرید و فروش سی دی غیر مجاز.
خیلی آقایی، تولدت بازهم مبارک، ایشالا ۱۲۰ سال دیگه هم زنده باشی که سر راست بشه ۲۰۰ سال! (درست حدس زدم سِـنّتو؟)
avalam:D
tafalodesh mobarak:p
ما که نتونستیم بخونیمش
سلام
برا دوستی که نتونسته بود بخونه:
چه قانون عجیبی دارد روزگار که هر سال مجبورت می کند تا یک شمع بیشتر در کیک تولدت فرو کنی… یا اینکه هر سال چقدر تار موی سفید رو شقیقه ات اضافه می کند… یا هر سال تو را محتاط تر و ترسو تر می کند… روزگار همه این ژانگولرها را برای آدم بازی می کند تا به او بفهماند که “دارم می گذرم… مرا دریاب…”
خوب یا بد، همین است که هست و گریزی از آن نیست… حالا هم همین روزها باید به فکر یک کیک فراخ باشم که جای سی و خورده ای شمع را داشته باشد… به همین راحتی یک سال بزرگتر شدم…
بهمن ۱۳۸۸- فهیم
.
.
.
البته رو متن هم کلیک می کردید دستخط زیبای آقای فهیم در ابعاد بزرگتر قابل خواندن می شد!:)
.
.
.
و اما من ترجیح دادم بنویسم چون… تولدتون مبارک… دلم لرزید! من هم باید یکی دو روز دیگه دنبال یه کیک بزرگ یا بیست و چندتا شمع کوچیک باشم، حق با شماست!
براتون سال های پربرکت و پر از شادی و یافتن آرزومندم جناب فهیم
تبریک!
پدر جان قربان موهای سفید روس شقیقه ات برم که تیپتو کرده مثل خوزه مورینیو ایشالا چند سال دیگه عروس و نوه دار شی بیای از شیرین کاریای نوه ات بنویسی ؛تولدت میارک
فیهم خطت هم بد نیستا..
تولدت مبارک بزرگ مرد..
حالا کادو چی گرفتی؟
ببینم مگه تو ۲۳ بهمن نبودی؟؟…یا العجب!!
حالا جهنم و ضرر مبارک…قربون یو
Happy birthday
with best wishes for you in the following year
خیلی وقته که مطالبتون رو می خونم … هیچ وقت هم نظر نمی زارم .
ولی خوب… تولدتونه دیگه …
تولدتون مبارک !
Happy birthday
رسمه که میگن تولدتون مبارک!!!
با این توصیفات، نمیدونم چی بگم… اما برایتون آرزوی بهترین ها رو دارم
پیر بشی جووون .
تولدتون مبارک!
روزگار به کام!
تولدت مبارک!!!!!!
میدونید که مردا مثل سیر ترشی می مانند. هر چی بیشتر می گذره، جا افتاده تر و بهتر و معمولا خوش قیافه تر میشن. امید که این سال سی و خورده ای از سالهای خیلی خوب زندگیتون باشه.
Love ya
متن زیبایی بود .
مثل اینکه تولدتون بوده .
شاد باش و تبریک
رسمه که وقتی یه دور دور خوشید میچرخیم بیایم و این فتح و جشن بگیریم .انشالا که همواره به دور خوشید بچرخید .
تولدتون مبارک.
در ضمن ساعتتون خرابه الان ساعت ۶٫۱۵
نامجو یه شعر داره که میگه :
یک روز از خواب پا میشی
میبینی رفتی به باد
هیچکس دور و برت نیست
همه رو بردی ز یاد
چند تا موی دیگهت سفید شد
ای مرد بی اساس
جشن تولد تو
باز مجلس عزاست
بریدی از اساس
قوز پشتت بیشتر شد
شونههات افتادهتر
پیرامونت رو ببین با دقت
میسوزن خشک و تر
میسوزن خشک و تر
میسوزن خشک و تر …..
دلت باید جوون باشه ! مو ها ریختنین !
تولدتون مبارک…
امیدوارم همه ی ما ایرانیها به زودی جشن تولد برآورده شدن آرزوهامون رو بگیرم….
تولدت مبارک.
چرا اینقدر زود تولد بازی را شروع کردی هنوز چند روز دیگه مونده … فعلا با کمی عجله تولدت مبارک تا بقیه ش مال چند روز دیگه
چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است…
روز میلاد…
روز تو!
تولدتون مبارک…
تولدت مبارک (با این که نمی دونم چرابرای این که ادم یه سال پیرتر میشه بهش تبریک می گن )
سلام تولدتون مبارک. منم ۱۸بهمن ۳۰ ساله شدم.ورود به دهه سوم بد جوری دپرسم کرده.شاد و سلامت باشی.
داتنت شدن و قالب نو و تولّدت مبارک.
نمی دونم چرا تا وقنی کوچیکی دلت می خواد زودتر بزرگ بشی. وقتی هم که بزرگ میشی می کاش کوچیک می شدم. راستی خورده ایشو نگفتی. یه چیز دیگه احساس پیری و جوونی به سن و سال نیست. تو هر سنی میشه لذت برد و زندگی کرد. تولدت هم مبارک.یه چیز دیگه خط قشنگی هم داری
بنده به عقل ناقصم نرسید که روی نوشته کلیک کنم تا بزرگ بشه!
بگو چیکار کردم!
کلا از صفحه عکس گرفتم، بردم توی پینت، اونجا زومش کردم
ولی یک (به فتح ی) چیز مزخرفی شد و بازم نفهمیدم چی نوشتی
تا اینکه اومدم ن د ا رو خوندم و فهمیدم چی نوشتی…
باری
تولدت مبارک;)
تولدت مبارک
خواننده دائم وبلاگتون هستم و بسی لذت میبرم از نوشته هاتون ولی کامنت نمیذارم .
تولدتون مبارک جناب فهیم
مبارکه …
حالا چرا ناراحتی …من از شما بزرگترم
Happy Tafalod !
با یه عالمه آرزوهای خوب خوب !
تولدتون مبارک..امیدوارم همیشه موفق و سلامت با لبی همیشه خندون و دلی شاد کنار خانواده عزیزتون زندگی خوبی رو داشته باشین… و ما هم مثل همیشه از نوشته های خیلی خیلی قشنگتون بهره مند بشیم…
تولدت مبارک.
Happy birthday mate.
Afshin From Melbourne/Australia
چه قشنگ نوشتی فهیم…
تولدت مبارک… ۱۰۰ ساله شی پسر…
سلام
تولدتون مبارک
تعبیر غمگینانه شما از سالگرد تولد من رو یاد این تعبیر از جشن عید انداخت :
آنقدرسخت می گیرد زندگی بر اهل جهان
که هر سالش که می گذرد مردم عید می گیرند
آقا سلام
مبارکها باشه
هیچ نگران مباش
تا هستم و هست دارمت دوست
تولدتون مبارک…
بنظر نمیا بخاطر کمبود امکانات عکس به این بی کیفیتی گذاشته باشی اینجا..
دلیل دیگه ای داشت؟!
.
انگار تولدت باشه!
مبارکه!
تولدتون مبارک (گل)
چه شور انگیز است کاشف اقلیم خویش بودن
شریعتی/
. کاش حداقل عکس یه کیکی شکلاتی چیزی میذاشتی تا اینجا اومده بودیم یه ذره شیرینکام میشدیم…/
تولدت مبارک…امید که ۱۰۰ ساله بشی…/و همچنان با تمام توان بنویسی /
تولدت مبارک
tavalodet mobarak amoo fahim..che khatte zibaee dari
tavalodet mobarak amoo fahim..che khatte zibaee dar
تولدت مبارک عمو فهیم!
اینم از اون تجملاتیه که نمیشه ازش گذشت،هر آدمی بالاخره یک روز از سال به دنیا اومده
فهیم عزیز تولدت مبارک…
تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف ما( خوانندگان وبلاگ )
حالا این سی و چند چه صیغه ای بود؟ چایی که بهمون ندادی لااقل یه تیکه از اون کیک تولد تعارفمون میکردی.
سی و چند سالگیت کنار عهد و عیال یکی از بهترین سالهای زندگیت باشه.
تبریک
happy birthday! f
سلام
من دمت مدیدیست که پست های شمارو از گوگل ریدر می خونم و لذت می برم.
این حرکت متفادت شما در نوشتن پست تولد من ِ تنبل رو به وجد آورد که با کامنتی تولدتون رو مبارک کنم…..شاد باشید همیشه
مدت
متفاوت
کور هم شدم شکر خدا
ساری!!!
۲۳ بهمن مبارک همیشه پایدار بمانی فهیم جان
سلام
من خواننده به نسبت قدیمی، خاموش ، پرو پا قرص و در ضمن بازاریاب جدی و کوشای وبلاگ شما هستم! به عبارت دیگر از مدتها پیش با اینجا آشنا شدم (یعنی اول آنجا و بعد اینجا!) ، یک شبه کل آرشیو را خواندم و کیف کردم ، هیچ وقت کامنتی نگذاشتم (نمیدانم واقعا به چه دلیلی!) ولی به افراد زیادی پیشنهاد دادم که نوشته هایتان را بخوانند ، هر روز به اینجا سر میزنم و علاوه بر خواندن معمولا به همه آنهایی که خودم کفتر جلد این وبلاگ کردمشان نه تنها خبر به روز شدن را میدهم ، بلکه شبیه تیزر تبلیغاتی فیلمهای سینمایی ، یکی دو بخش جذاب را برایشان بازگو میکنم و همین که دهنشان آب افتاد تا بقیه داستان را هم بدانند حواله شان میکنم به دبلیو دبلیو دبلیو دات…. البته بازهم نمیدانم که چرا آنها هم به تاسی از من خاموش از آب درآمده اند! شاید به قول کامران بهنیا “آنچه ما اسمش را ارتباط میگذاریم معمولا یه توهم است! کلمات فقط به درد مبادله ی اطلاعات میخورند و بس! آن مواقع نادری هم که آدمها با هم ارتباط برقرار میکنند، کلمه ها دیگر زیادی اند!” ولی خب فکر نمیکنم زیاد اهمیتی داشته باشد. هر بلاگری میداند یا حدس میزند که عده ای بدون رد پا همیشه همراهیش میکنند و ازقضا مرام و معرفت و پایبندیشان هم معمولا بیشتر است و لازم نیست وقت و بی وقت نفت به چراغ روشنشان بریزی و بگویی که قلمشان خیلی سبز است! اصلا بحث چرا به اینجا رسید؟ نیامده بودم که از خاموشی خودم و دوستانم تعریف کنم. میدانم همراهی آشکار هم صفای دیگری دارد. بگذریم… شاید علاقه من به “گفت و چای” در علاقه قلبی و دیرینه ام به “چای” ریشه دارد. اصلا شاید اولین باری هم که به اینجا آمدم کشش همین واژه چای بود که وادارم کرد روی لینکتان کلیک کنم! البته واضح و مبرهن است که بعدها لااقل در اینجا، علاقه ام به “گفت” ها بیشتر از چای شد. ولی مدتیست که دلخورم و شاید همین دلخوری باعث شد “روشن” شوم! نمیدانید چرا؟ خب معلوم است: در وبلاگ و قالب جدید دیگر خبری از فنجان چای آشنایمان نیست. گفتیم لابد میروید خانه جدید فنجانتان تبدیل به لیوانی ، ماگی ، چیزی میشود ، دلمان را خوش کردیم اما دیدیم نه خیر! همان فنجان کوچک را هم از ما گرفتید و به جایش آن آقایی (شمایید؟ خدا رحم کند…) را که دارد از خوشحالی یا ناراحتی یا تعجب یا عجله ، نمیدانم ، به هوا میپرد و به ماه چنگ میزند تحویلمان داده اید! انصافا عکس قشنگیست. اما از دور هم شبیه ساعت میشود ریختش. این کجا و آن فنجان چای و لمیدن روی کاناپه و لذت بردن از نوشته ها کجا؟ آدم را هول میکند این. زیاد که نگاهش کنی حس میکنی پای ثانیه شمارش دارد میچرخد و عنقریب است که صد و هشتاد درجه بزند! ترس بر میداردمان که تا طرف نابود نشده صفحه را ببندیم! هی روزگار… از جمله همیشگی نیز خبری نیست. ” بدترین قسمت نوشتن این است که تو مجبوری نیمه پنهان خودت را روی کاغذ بیاوری” گفتم این بار لابد خوش بین تر میشوید و جمله یان آندره آ را میگذارید : ” نوشتن ملالیست که مسرت میبخشد.” نمیدانستم که کلهم به بادش میدهید. خلاصه این که خانه جدیدتان خیلی ماشینی شده. دستتان درد نکند ، زیباست، اما با نوشته های دلی و ایرانی شما جور نیست. شبیه مادربزرگ مهربان و دلربایی شده که شلوار جین پوشیده باشد. قشنگ است اما دامن گل گلی اش پس چه؟…
البته میدانم که الان میتوانید در دلتان بگویید :” دوست نداری؟ به جهنم!” اما خب آدم هر کاری را که بتواند نمیکند که!! گرچه اگر هم بگویید ، من بازهم به همان روال قدیم ادامه خواهم داد. چون اینجا همیشه بعد از خواندن و اشک ریختن (از فرط خنده!) و تحسین کردن ذوق و قریحه و نوشته هایتان ، مدتی نامعلوم از چند دقیقه تا چند روز هم وادار به فکر کردن میشوم! این روزها جایی که آدم را به فکر کردن بیندازد غنیمت است. و کسی که این کار را بکند اجرش با … لابد با هرکه انسان را به تفکر تشویق کرده است! نوش جانتان!
فکر کنم به اندازه همه کامنتهای نگذاشته ی گذشته و آینده ام حرف زدم. این هم از عوارض خاموش بودن است. جبران مافات کردم!
دیگر این که تولدتان مبارک . راستی یادتان باشد شما یک سال بزرگتر شده اید اما نه به همین سادگی!
لطف عالی مستدام…
سلام
تولدتون مبارک
خوش به حالتون چه خط قشنگی دارین!
تولدتون مبارک
با تمام این شکوه ها باز هم تبریک تولد به آدم می چسبه.
تولدت مبارک
چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز…
روز میلاد…
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
تولد مبارک
شاید زندگی آن جشنی نباشد که
آرزویش را داشتی
اما حالا که دعوت شده ای
تا میتوانی زیبا برقص !!!!!!!!!!
تولدت مبارک
آدمی که با بلاگش باعث ِ این می شه که آدمای دیگه خنده کنن، آدمیه که تولدش یوم الله ست.
.
تولدتان مبارک.
منم هفته ی پیش جلوی همچین کیکی نشستم و به اندازه ی بیست و پنج سال فوت کردم.
سال خوبی داشته باشی
مبارکه آق فهیم
مبارکه
من با “دوست شما در بهمن” کاملاً موافقم، البته قبلاً هم مختصرن گفته بودم!
اما خب این چیزها سلیقه ایه دیگه، شاید شما اینجوریشو بیشتر می پسندی، اما اون جوریش اصن چیزه دیگه یی بود!!
تولدت مبارک فهیم جان، آقا ایشالا سیصد و چند ساله بشی!
تولدتون مبارک
تولدتون مبارک.چه خط زیبایی دارین.درست همون شکلی که تصور می کردم.خط آدما خیلی شبیه شخصیت آدماس…
مبارک باشه تولدتون و امیدوارم دلتون شاد باشه برنامه ها اونجوری که دوست دارین پیش برن
یه لاتری درست و حسابی برنده شین
و آرزوهاتون یکی یکی به بهترین شکل به بار بشینند
tavalodeton mobarak aghaye mohandes
آقا تولدت مبارک انشاءالله ۲۲۰ سال عمر کنی
ای خدا چقد حرص داره می خواستم اول از همه تولدتونو تبریک بگم نشد .از اول بهمن می دونستم بعد الان شد یعنی تقصیر من نیست که بعد از ۷۰ نفر دارم تبریک می گم تقصیر این اینترنت ایرانه. بسی کور شدیم تا خطتو بخونم اما بالاخره خوندمش .امیدوارم هوارتا سال عمر کنی سایه ات بالا سر پسرک و خانمت باشه . بی خیال موهای سفید باش الان مده فقط یکم ابی ملایم قاطیش کن بشه های لایت یخی اونوقت هیچکی نمی تونه بهت بگه پیر . اینجا شکلک نداره عجب مکافاتیه هادهه.راسی تو یکی دوروز اینور اونور به خودت تبریک نگفتی ایا؟
تو بی شک بهترین طنز نویس وبلاگستانی !
تولدت رو بیشتر به خاطر بهمنی بودنت حتما باید تبریک می گفتم … کی میگه طالع بینی چرته ؟ !
تو بهمنی اصیلی هستی که هرچی راجع بهت گفتن درسته !
تولدت مبارک دوست من … !
salam manam khastam behet tavalodet ro tabrik begam sad sal zende bashi
pir shi nane
تولدت مبارک… با بهترین آرزوها، شادترین لحظات و در کنار عزیزترین ها.
راستی انتخاب اون فنجان چای هم کلی به قالب وبلاگ گرما و صمیمیت بخشیده.
تبریک…
یاد آهنگ نامجو افتادم که میگه جشن تولد تو باز مجلس چه عزاست بریدی از اساس.البته ربطی نداشت.تولدت مبارک
درود فهیم!
دست خط بسیار زیبایی دارید.
و دیگر اینکه امیدوارم روزی شمعهای روی بزرگترین کیک دنیا رو فوت کنید( البته اگر دوست دارید به اون مرحله برسید)
پیروز باشید و شاد و سرزنده!
تولدت مبارک
آره…واقعا درسته…هر سال محتاط تر و ترسوتر می شویم…
به عنوان هشتادمین نفر:
تولدتون مبارک…
ای بابا!! ماها که بزرگ نمی شیم.من بیست و هشت ساله موندم همینجوری ..الان چند سالی هست…
تو یه ذره از من بزرگتری پس تولد بیست و نه سالگیت مبارک.بالاتر نری که من پیر میشم ها!!!
سلام .
یک کم دیر رسیدم برای تبریک …
تولدتون مبارک باشه … از نوشته هاتون معلومه زندگی رو کلا سخت نمی گیرید ، این تولدم مثل بقیه اتفاقا … سخت نگیرید …
همه اون موهای سفید و شمع اضافه روی کیک تولد به یک خنده از ته دل می ارزه که مطمئنم شما حتما تو سال گذشته چندین و چند بار از ته دل خندیدی ، پس سال خوبی بوده ( با اینکه نمی شه سختی ها رو نادیده گرفت ، اما می شه بهشون محل نداد ) …
سالهای خوب و سرشار از همه خوبی ها رو براش شما و خانواده محترمتون آرزو دارم …
شروع یک سال جدید مبارکتون باشه ، اتفاقات خوب منتظر شماست … تولدتون مبارک …
تولد مبارک…
سلام.
تولدتون مبارک.
این رو به خاطر داشته باش که عرض زندگی مهمه نه طولش.
بشمار ببین تعداد شمع هایی که می تونی به تعداد لحظاتی که شاد بودی،لحظاتی که دیگران رو شاد کردی ، لحظاتی که از خودت راضی بودی…روی کیکت بزاری چند تا است.
هر جی بیشتر بهتر.اگه خواستی هم شمع میاریم هم کیک می خوریم!
bande ham harfe dostan ra tekrar mikonam tavalodetan ke dige az tazegish dar rafte mobarak. alan rasman be halate bihosh ro salandi neshastam .neveshtehaton vaghan rode boram kard movafagh bashi.
Bahman jan :
1. modatha bood inja ro mikhondam vase inke hesse khoobi bem dast midad khososan inke midonestam jonobi hasti
2. inke mese k1 payam tabrik tavalod gozashti halamo gereft
3. tavalodet mobarak
ino publish nakoni mamnoon misham
بزرگتر شدنتان مبارک
خداوند بینهایت است اما به قدر نیاز تو فرود می آید ، به قدر روزی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو گره گشاست .
———————–
زندگی رود روانیست روان می گذرد .آقا جان هر چه مو سفید تر باشد ابهت بیشتر است.
عزیزم باز هم تولدت مبارک امید وارم که سال های سال بالای سر همسر ت و فرزندت باشی و همراه آن ها
محتاط تر…ترسوتر…
این رو واقعا درک کردم در سی و سه سالگی
tavalodetun mobarak.ishala har ruzetun porbar tar az gozashte va hamishe sayatun balaye sare kuchuluye dustdashtani va hamsare goletun bashe
har dam az in omr miravad nafasi chon negah mikunam namande basi
این قدر این خط زیباست که به هوس افتادم چیزی با دست بنویسم. همیشه می گم تولّدت مبارک و توی دلم فکر می کنم، آیا واقعاً اینکه یه سال بزرگتر می شیم تبریک گفتن داره؟ خب بذار اینجوری بگم، تبریک می گم که توی سی و چند سالگی، روی زمین دارید راه می رید و حرف می زنید و می نویسید و دستخطتون هم تقریباً به اندازه ی روزای برفی زیباست!، وبلاگی که وقتی می خونیش، به خدا میگی، راست می گفتی که چیزهایی می دونستی که ماها نمی دونستیم… پس، تبریک می گم!
از روی جوابی که به یکی از کامنت ها داده بودی تونستم بخونم …
سلام …….واقعا میلادتون مبارک…دختر منم بهمنه….بهمنیها آدمهای جالبی هستند…
یه جائی خوندم مردم دنیا دو دسته اند یا بهمن به دنیا اومدند یا دوست داشتند که بهمن به دنیا میومدند.:)
سلام
آقای خوش خط تولدتون مبارک
tavalodetoon mobarake
روزای تولد یه بدیش اینه که آدم رو وادار می کنه کامنت بذاره!
این یعنی چی؟
یعنی دوتا کلیک اضافه و چندبار فشردن صفحه کلید بیشتر!
قبول کن از توی گودر بخوای بیرون واقعا کفش آهنین می خواد!
خلاصه این همه غر زدم بگم که حالا یه روز کامنت گذاشتن توی ۳۶۵ روز اصلا مسئله ی حادی نیست و شما نگران نباش!!!
خلاصه می خواشتم بگم
happy birthday o valentine o daheye fajro
اینا!
@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
سلام! تولدت مبارک! ساری که از راه نرسیده پسر خاله شدم! من تازهء تازه وارد دنیای وبلاگ نویسی شدم، باید بگم قلم بی نظیری داری. اصولا کسی باید چیز بنویسد که چیز نوشتن بلد باشد، والا، به همین دلیل تصمیم دارم همین روزها درشو گل بیگیرم… حالا ازت خواهش می کنم یه نگاه بندازی به مطالبم، اگه وقت داری، ببینی پتانسیل پیشرفت داره یا نه همون بهتر که تعطیل کنم بزنم تو کار خرید و فروش سی دی غیر مجاز.
خیلی آقایی، تولدت بازهم مبارک، ایشالا ۱۲۰ سال دیگه هم زنده باشی که سر راست بشه ۲۰۰ سال! (درست حدس زدم سِـنّتو؟)
آخی !
تولدت مبارک
عجب رویی دارم من
من امسال شب تولدم احساس می کردم چقدر همه چیز تغییر کرده ، چه چیزایی توی این دنیا وجود داره که من هنوز بهش نرسیدم و هنوز ازشون اطلاعی ندارم و . . .
چه دست خط خوبی