گِل باید گرفت دهان آن کسی را که برای اولین بار گفته “تنهایی فقط برازنده خداوند است”… آدمها هم گهگداری باید تنهایی را تجربه کنند. آدمها همیشه در شلوغیها و در “با هم بودنها” گم میشوند… و فقط وقتی پیدا میشوند که تنها هستند… پس تنهایی گاهی برازنده آدمها هم میشود…
آدمها گاهی وقتها باید زیپ دهانشان را ببندند و حرف نزنند… گاهی وقتها باید دو ساعت یک نفس از کوه بالا بروند و صدایی نشنوند… گاهی آدمها مثل آب برکه میشوند و نباید در آنها سنگ انداخت و مواجشان کنی… گاهی برکه ها هم باید تنها باشند تا صاف شوند و کف و تهشان دیده شود…
گاهی وقتها تنهایی، تنها راه نفس کشیدن است… گاهی وقتها، آدمها را تنها باید گذاشت…
پس گِل بگیرند دهان آن کسی که گفت ” تنهایی فقط برازنده خداوند است”…
