فرق خیلی زیادی دارند… فکر کنید شما را داخل یک دیگ آب گرم بگذارند یا یک دیگ آب سرد…وارد آب گرم که میشود، حرکات بدنتان زیاد میشود…جیغ و داد میکنید…عرق میکنید…اما وقتی دمای بدنتان به آن عادت کرد، دیگر حاضر نیستید از آب بیرون بیایید و به لذتی جزیل میرسید و تمام کوفتگی و درد بدنتان خوب میشود… اما برعکس وقتی که شما را داخل دیگ آب سرد میگذارند… اول از همه چندشتان میشود…سعی میکنید تکان زیاد نخورید دست و پاهایتان را در خودتان جمع میکنید تا آب کمتر به شما بخورد و نفوذ کند و دائم به فکر بیرون آمدن از آب هستید… و در آخر هم درد مفاصل میگیرید…
همین دو دیگ مصداق آدمهای سرد مزاج و گرم مزاج میباشند… کامنتهای پست قبلی را که مرور کنید ، مبینید خیلی ها به اثر دمای شریک در خیانت اشاره کرده اند… پس چیز مهمی است…
آدمهای دیگ آب داغ : خیلی سریع از نظر احساسی ارتباط برقرار میکنند… در زندگی مشترک ، شما مثل باطری ماشین عمل میکنید و ففط استارت را میزنید …اما به محض روشن شدن این ماشین، او مثل دینام عمل میکند و ماشین را به حرکت در می آورد… وقتی به چشم این آدمها خیره میشوی ، آتش را میبینی…
آدمهای دیگ آب سرد : این دسته از نظر احساسی ، آی کیویی در حد جلبک و نان خشک دارند… برای برانگیخته شدن نیاز به صغری و کبری چیدن فراوانی دارند… که البته در آخر هم درست بر انگیخته نمیشوند…این آدمها مثل فتیله خیس یک چراغ نفتی هستند که هر چه زیر پایشان نفت بریزی و بالای سرشان کبریت آتش بزنی، شعله نمیگیرند… وقتی به چشم این آدمها خیره میشوی ، آنها مثل ” بز” به تو نگاه میکنند…
سرد مزاج بود و گرم مزاج بودن تا حد زیادی به شخصیت آدمها برمیگرد… اما نقش محیط هم قابل اغماض نیست… کسی که در یک محیط ایزوله پرورش پیدا میکند و هر عملی که بوی احساس بدهد، یک جنایت محسوب میشود، نمیتواند خیلی داغ عمل کند…این انسان اگر ذاتا هم داغ باشد، این تابو های درون ذهنش مثل آب سردی عمل میکنند که فرد بر روی خودش میریزد تا دمایش بالا نرود…حتی در روابط مشروع و قانونی خودش…
برعکس، انسانی که در یک محیط “! Open The Door “بزرگ شده است، تابویی در ذهنش نیست و بدون هیچ ترموستاتی زندگی میکند…اگر این شخص ذاتا داغ هم باشد که دیگر واویلا…
هر کدام از شخصیتهای فوق ، مزایا و معایب خودشان را دارند…مثلا انسان سرد مزاج، مثل کبریت بدون باروت عمل میکند ( همان یک تکه چوب) که به هر سطح صاف و زبری که کشیده شوند، آخ هم نمیگویند…در نتیجه قابل اعتمادند و خیانت ناپذیر…اما همین آدم سرد مزاج دهن شریک زندگیش را گل میگیرد و هر چه شریک هندل میزند تا موتورش را روشن کند ، روشن نمیشود…
اما آدم گرم مزاج، چون دمای بالایی دارد، در نتیجه برای پایین آوردن دمای خودش نیازهای بیشتری دارد…که اگر شریک، اندکی کوتاهی کند ، امکان دارد به دیگری پناه ببرد…اما در عوض شریک را آباد میکند و او را به آسمانها …
اگر آدم سرد گیر آدم سرد بیافتد: همه چیز در محدوده خواهر و برادری پیش میرود…دمای زندگی پایین است و تحرک کم…اما رضایت بین آنها حکمفرماست…
اگر آدم گرم گیر آدم گرم بیافتد : زندگی مثل مدار استوا میشود…گرم و نفس گیر… باز هم رضایت حکمفرماست…
اگر آدم گرم گیر آدم سرد بیافتد : که بدترین حالت ممکن است…درست مثل وقتی است که آب جوش را روی یخ بریزی…که دیگر نه چای میتوانی درست کنی و نه شربت…در عوض آبی داری با دما و مزه زهر مار…
به عقیده من خیلی از انسانها در فرهنگ ما برای پیدا کردن شریک خودشان خیلی به این موضوع دقت نمیکنند…اینکه دمای خودشان چقدر است … و دمای شریکشان چقدر؟ البته خیلی هم راحت نیست و نمیشود که دماسنجی را در شریک فرو برد و دمای او را خواند…کمی محیط های عملی را طلب میکند…
تنها چیزی که برای من واضح و مبرهن است ، این است که هم دما نبودن در زندگی فاجعه است…آن که گرم است همیشه در کف میماند و آنکه سرد است، همیشه در حال فعالیت بیش از توانش….
و من ا….توفیق
پینوشت وخواهش : لطفا اگر میخواستید در کامنتتون کلمه ” ص x ص ” را بنویسید ، بصورت منقطع یا حروف جابجا عنایت کنید و بنویسد تا مشمول” فیل تری نگ” دولت مهرورز نشویم و البته آدمهای داغ که این کلمه را سرچ میکنند، آدرس را اشتباهی نیایند…
